نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٢:٤۳ ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ دی ،۱۳۸۸
دو دلدار با هم خندیدندو سپس برای هم گریستند و سخت مراقب بودند که شب نفهمد آنان با هم اند.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٢:۳٩ ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ دی ،۱۳۸۸
با هم ترانه ایی خواندیم.خارج از نت و بدون تشویق حاضران.چه موسیقی شگفتی بود که فقط خودمان دانستیم , من و تو ,که زیباست.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٤:٤٤ ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ دی ،۱۳۸۸
تصمیم گرفته ام به سیاست فکر نکنم تا مگر سیاست هم بفکر من نباشد.از آن عشق های بی سرانجام است.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٢:٥۳ ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ دی ،۱۳۸۸
دیدار یار همیشه فرح بخش است حتی اگر دوستت نداشته باشد.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٢:٥۱ ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ دی ،۱۳۸۸
به تمام شجاعت ام نیازمندم تا با هولناکی خودم روبرو شوم.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٢:٤٩ ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ دی ،۱۳۸۸
پشیمان نمیشوم از تلاشی که برای پشیمان نشدن میکنم.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۳:٤٦ ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ،۱۳۸۸
سرماو گرما ,شب و روز,زن و مرد,چقدر با هم متضاد اند و چقدر بدون دیگری بی معنا.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۳:٤٤ ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ،۱۳۸۸
امتحان زندگی سخت نیست تنها گزینه را انتخاب کنید.عشق.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٢:۱٦ ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ دی ،۱۳۸۸
عده ایی که بسیار دقیق بودند با میکروسکوپ بدنباله کهکشان راه شیری میگشتندو با تلسکوپ آمیب.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٥:٠٦ ق.ظ روز سهشنبه ٢٢ دی ،۱۳۸۸
سپیده دم را دوست دارم .چون دنیا در تعلیق تاریکی و روشنی است.بمحض پیروزی روز ,زندگی یکنواخت میشود.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٤:۱۳ ق.ظ روز سهشنبه ٢٢ دی ،۱۳۸۸
بزرگان قوم همه با هم جمع شدند که آخرین تصمیم اشان را بگیرند.بجنگند یا فرار کنند؟
پیرترینشان گفت ایکاش نخستین تصمیم امان را درست میگرفتیم.
که دوستی کنیم یا دشمنی بورزیم؟
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۳:٥۱ ق.ظ روز سهشنبه ٢٢ دی ،۱۳۸۸
از تاریکی میترسم چرا که مرا بدیدن درون خود وا میدارد.
بدنباله روشنایی ام چرا که میخواهم بیرون خود را ببینم.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۳:٤۸ ق.ظ روز سهشنبه ٢٢ دی ،۱۳۸۸
هرگز ننشستم,مگر وقتی که پاهایم, تحمل سنگینی ذهنم را نداشت.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۳:٤٦ ق.ظ روز سهشنبه ٢٢ دی ،۱۳۸۸
تابوت, گویای تنها حقیقتی بود که در چهار چوب قرار میگرفت.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱۱:٤٢ ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ دی ،۱۳۸۸
یکی تلاش میکرد که ایرانی بماند, جهانی شد .دیگری خواست جهانی شود ایرانی هم نماند.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱۱:۳٩ ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ دی ،۱۳۸۸
مرگ را میدیدم که سرگردان بود .زیر لب میگفت زندگی نمیبینم.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱۱:٢٩ ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ دی ،۱۳۸۸
آغوشت را باز کن تا در بیابم که اندام تنهاییم در کجای هستی تنها نیست.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱۱:٢٤ ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ دی ،۱۳۸۸
خوابیدن بی هیچ رویایی و بیداری بی هیچ دنیایی .بین اینها من را یکی پیدا کند.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٥:٥٩ ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ دی ،۱۳۸۸
تاریخ سه بار تکرار میشود دفعه اول تراژدی دفعه دوم کمدی دفعه سوم ضرب المثل.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٦:٢٠ ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ دی ،۱۳۸۸
عده ایی دنباله من بودند و من منتظرشان.که به چه کار می آیم جز استقبالشان.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٦:۱٧ ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ دی ،۱۳۸۸
زمان از من انتظاری ندارد .از گذشته میدانسته حال و آینده ایی ندارم.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٠:٢۸ ب.ظ روز شنبه ۱٩ دی ،۱۳۸۸
مردی که میخواست زنده بماند از گور کنی پرسید عمق هر قبر چقدر است؟
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٠:٢٥ ب.ظ روز شنبه ۱٩ دی ،۱۳۸۸
مدتی در آفتاب ایستاد تا درک کند عمق سایه را .سپس در تاریکی اش محو شد.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٠:۱٠ ب.ظ روز شنبه ۱٩ دی ،۱۳۸۸
مردی از تبار آینه داران خورشید گفت : از کارم خوشتان نمی آید شمع فروش شوم.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٠:٠٧ ب.ظ روز شنبه ۱٩ دی ،۱۳۸۸
مادر بزرگ از نوه هایش خواست که قصه هایش را باور کنند تا آنها هم نوه دار شوند.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٠:٠۳ ب.ظ روز شنبه ۱٩ دی ،۱۳۸۸
همسایه چشم دیدن همسایه را ندارد. حتی اگر هر کدام کشوری باشند.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٩:٥۳ ب.ظ روز شنبه ۱٩ دی ،۱۳۸۸
تاریخ در موردمان قضاوت میکند .قرن ها بعد از آنکه قضاوت اش سودی بحالمان داشته باشد.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٩:٥٠ ب.ظ روز شنبه ۱٩ دی ،۱۳۸۸
طایفه ایی بدنباله آب حیات بودند و طایفه ایی بدنباله راه خودکشی .بهم رسیدند.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٩:٤٧ ب.ظ روز شنبه ۱٩ دی ،۱۳۸۸
سهراب گفت دستبندم ببین.رستم گفت نمیبینم تا خونت نریزم.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٢:۳٥ ق.ظ روز شنبه ۱٩ دی ،۱۳۸۸
بو های ناخوش آیند در گیاهان جهت حفاظت از حشرات است بو های خوش آیند جهت اغوایشان.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٢:٢٧ ق.ظ روز شنبه ۱٩ دی ،۱۳۸۸
فیلسوف پیر دست هایش را به آسمان بلند کرد تا یخ خورشید را پاک کند
و دهانه مسیر بشریت را باز
شاید نوری بتابد
بر پرده بی تحرک شبکیه امان
شاید جانی بگیرد ریشه های خشکیده اعصابمان
تنها شیشه اتاق اش را سایید
تا تصور اش را بداخل راه دهد.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٠:۳٤ ب.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸
چه خوب است به آدم نگاه کنند حتی از قاب کلمات.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٠:۱٩ ب.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸
دارند از پیروزی هایشان میگویند این مردگان آینده که کرم ها یشان از خوردنشان هیچ دریغ نمیکنند.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٠:۱٦ ب.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸
اخبار دیوانه ام میکند میشد ذهن ام را فیلتر کنند؟
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٠:۱۳ ب.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸
نمیشود در پایان از شروعی دوباره گفت مگر آنکه تمام نشده باشی.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٩:٢٦ ب.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸
نمیگذارم قبل از بردن مجبورم به استخاره کنی.خودم تصمیم میگیرم.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٩:٢۳ ب.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸
شب اگر عمقی داشت به قلبم فرمان میداد که ندمد.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٦:٤٦ ب.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸
شمایل آفتاب را در سر در توالت میزنند تا تمرکز تان بر موضوع فراموش نشود.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٦:٤۳ ب.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸
سی سال یکبار انقلاب میکنند و قرنی یکبار تفکر.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٦:٤۱ ب.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸
در روستا انقلاب شد که کدخدا عوض شود.خدارا شکر همه چیز جز کدخدا مثل سابق است.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٦:۳٩ ب.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸
رعیت زاده ایی انقلاب کرد که چرا شهر چونان روستا نیست.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱۱:۳٧ ق.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸
ماشین کهنه ام را که کلی خاطره سوارش کرده ام با یک بنز کوپه عوض میکنم .هرچند هیچ خاطره ایی سوارش نکنم.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱۱:۳٤ ق.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸
دوستم بدار بدون اینکه دوستت بدارم,خیلی خوش میگذرد.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱۱:۳٢ ق.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸
کسی را ندیدم که بیش از آنکه بخواهد دوست داشته شود ,دوست بدارد.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱۱:٢٩ ق.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸
دوست داشتن فعلی است که در مقابل آینه صرف میشود.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۳:۳۳ ق.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸
خدا عده ایی را برای شاد بودن ,عده ایی را برای غصه خوردن و عده ایی را برای نفهمیدن آفرید.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۳:۳٠ ق.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸
بهیچ جای کائنات نمی آید که یکی زنده بماند .اما همه را میکشد.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۳:۱٧ ق.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸
به مرگ گفتم با هم بخوابیم .گفت باشه بموقع بیدارت میکنم.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱:۳٩ ق.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸
لب ها در فصل بهار بهم نگاه میکردند که کدامشان زودتر غنچه میشود.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱:۳٧ ق.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸
طعم بوسه ها تفاوت میکند بسته به اینکه چه خورده باشید یا چه گفته باشید.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱:۳٤ ق.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸
بوسه های آتشین به بوسه های مرطوب میگفتند شما ما را به آتش کشیدید.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱:۳٠ ق.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸
برای بوسیدن گواهی اشتغال به خدمات عامه لازم نیست,امتحان اش کنید.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱:٢٧ ق.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸
ترس یکی این بودببوسدو عاشق نباشد دیگری میترسید که میبوسد و متنفر نباشد.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱:٢٥ ق.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸
شب های بی لیاقت , هیچوقت تا صبح دوام نمی آورند غلظت اشان را.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱:٢٢ ق.ظ روز جمعه ۱۸ دی ،۱۳۸۸
در مملکتی که بوسیدن آرزوست دیگر چه لطفی میماند؟
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٦:٥٠ ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ دی ،۱۳۸۸
همسر گذشته به همسر آینده گفت جوری باش که همسر قبلی اش گفت با او باشم.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٦:٤۸ ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ دی ،۱۳۸۸
چرا هر قدر خود را بدیگران میچسبانم, به تنهایی ام بیشتر پی میبرم؟
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٦:٤٦ ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ دی ،۱۳۸۸
پاسبان غم های خویش ام و به ضریح تنهایی دخیل بسته ام, باشد که من را به خود واگذارند, شادی های مبتذل.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٦:٢٤ ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ دی ،۱۳۸۸
واجب بود با زنی باشد والا جز مرد بودن چه بود؟
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٤:٥٩ ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ دی ،۱۳۸۸
در بالای میدان بسیج دنباله سبز بود و در پایین سبز دنباله بسیج , گرد میدان میدویدند که یکی گفت تاکسی مستقیم.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٤:٥٧ ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ دی ،۱۳۸۸
نه به جنس مخالف گرایش داشت و نه همجنسگرا بود ,به جماعت پر شمار ناجنسگرایان تعلق داشت.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٤:٢٧ ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ دی ،۱۳۸۸
تن پوش بادیه نشین شن های صحرا بود وقتی به سفر بازگشت فکر میکرد.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱:۱٥ ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ دی ،۱۳۸۸
فقیرترین خواست چیزی بفروشد ,زندگی اش را بمرگ فروخت.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱:۱۳ ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ دی ،۱۳۸۸
ثروتمند ترین برای خریدن آخرین نفس , فروشنده ایی نیافت.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٢:۱٤ ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ دی ،۱۳۸۸
پیامبران گفتند که خدا چه گفته, اما نگفتند چه کرده.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٢:۱٢ ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ دی ،۱۳۸۸
میگفتند در بدترین جای ممکن متولد شده اما خودش میگفت به بدترین شکل ممکن.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱۱:۱٧ ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸۸
سیاست را برای فقرا ساختند تا مبارزه کنند و اغنیا را حاکم , اگر زنده بمانند.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱۱:۱٥ ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸۸
مرد از زن میخواست جسم اش را به او ببخشد اما ذهنش را برای خودش نگهدارد,غافل از اینکه ذهن خاصیت جسم است.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱۱:۱۳ ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸۸
زن دنباله مردی بود که چون مردی عمل کند و چون زنی فکر,غافل از اینکه عمل ادامه فکر است.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱۱:۱۱ ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸۸
ساختار شکنی از ساختاری پرسید, مگر از ویرانه نیامدی؟
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٥:٥٧ ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸۸
تابلو ام را روی آخرین دیوار ویرانه ذهنم آویختم,تحمل نداشت و ریخت.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٥:٥٤ ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸۸
آتش پرستی عاشق آب پرست شد .شب ها بشکرانه عشق اشان یکی آتش میزد و دیگری آب میریخت.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٥:٤٩ ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸۸
زشت آفریدش که حسودی معشوقش را نکند.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٥:٤٧ ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸۸
پایین ترین قسمت بهشت در جوار جهنم و بالاترین قسمت جهنم در جوار بهشت,بحث بر سر تفاوت ها بود.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۳:٤۱ ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸۸
چه عشق سهمگینی بود خدا را که بین نقطه ها هم فاصله گذاشت.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۳:۳۸ ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸۸
دوست من چه فرقی میکندکه از کدامین قبیله ای,من یگان ویژه ام.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱:٤٦ ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸۸
آلت تناسلی اندامی دو منظوره است ,هم ضایعات بدن را دفع میکند و هم کودکانی را ضایع.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱:٤٤ ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸۸
زن از او تمکین نمیکرد و مرد او را تمنّا, هر دو بپای هم پیر شدند.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱:٤٢ ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸۸
عشق را در پیاله شهوت میریزند, این کاسه یٍ داغتر از آش
.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱:٤٠ ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸۸
حوا خودش را سیب کرد تا آدم بخورد ,او خوردو سپس تنها ماند.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٢:۱۳ ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸۸
پندار ها را تار عنکبوت گرفته است,کردار ها را نحسی و گفتار ها را دشنام,معبود من کجاست؟
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٢:۱۱ ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸۸
ترسیده بودمت از کجا دانستی رنج وحشت ام را؟
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٢:٠٧ ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸۸
آخرین گروه انسان ها باهم آمیزش کردند تا میمون دوباره متولد شود.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٢:٥٥ ق.ظ روز سهشنبه ۱٥ دی ،۱۳۸۸
تعبیر خواب میکردو نانش را از رویا در می آورد .
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٢:٥۱ ق.ظ روز سهشنبه ۱٥ دی ،۱۳۸۸
تشنه بود تا سیراب شود جویبار ها را نظاره میکرد.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٠:۳٩ ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۸
بزور میسازدم ,از تمرکز بر خود و خویشتن و من,به چه کار می آیم؟
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٠:۱٦ ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۸
تمرین روزانه ام را در مقابل آینه شروع میکنم,لبخند بزن.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٠:۱۳ ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۸
تاریخ منتظرم بود تا شگفتی اش را از بیهوده گی ام عنوان کند.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٠:۱۱ ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۸
تحمل را میسنجند با ضریب کفر در مجذور استبداد بخش بر افراد.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٠:٠٩ ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۸
تناسب اندام ام بهم ریخته,مغزم را نمی یابم.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٠:٠۸ ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۸
بازیگر اصلی خداست , بیننده من ام , بلیط را کی خرید؟
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٠:٠٦ ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۸
من را به اسب و سگ نزدیک کردی, اما نگفتی که چطور یاد گرفته اند دوستم بدارند؟
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱:۳٩ ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۸
و نخستین ,کلام بود , والا حقیقت فاش میشد.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱:۳٧ ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۸
تفاوت تو با من در این است که تو اشتباه میکنی و من اشتباه میبینم.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱:۳٦ ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۸
با خاطره ات بهتر از خودت کنار می آیم, ای آینه.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱:۳٤ ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۸
بیا هان! آفرینش را برایت آوردم, آنرا بپذیر و بمیر
.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٢:۱٢ ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۸
با چه کسی من را تبدیل میکنی, پول خرد هایت ریخت.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٢:۱٠ ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۸
با من هم صحبت نمیکنم, سالها است قهریم.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٢:٠٩ ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۸
نخواستی من را بشناسی, والا با تو غریبه بودم.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٢:٠٧ ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۸
در گفتن ات سئوالی است, که در نگفتن ات هم بی جواب میماند.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ٢:٠٦ ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۸
مراد تو از دوست داشتنم چیست؟ من بی ضریح ام!
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٢:٤۸ ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۸
کمترینم تو مرا زیر زمین چالم کن بهترینم چه کسی جز تو مرا میکارد؟
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٢:٤٦ ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۸
آشفته ام آنقدر که میشود من را از نو نوشت.
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٢:٤٤ ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۸
فشارش را در گلویم میفهمم نمیگذارم بیرون بیاید ؛ سرطان جهل گرفتم
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٢:٤۱ ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۸
تفسیرم مکن آوایی بی معنام
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٢:۳۸ ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۸
شب گرد من پیچید تا در او دمیدم
نویسنده :
فرشید محمدی - ساعت ۱٢:۳۳ ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۸
تقدیرم را به تو میسپارم دوباره بنویس
نویسنده :
پرشین بلاگ - ساعت ۱٢:۳۱ ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۸
بنام خدا
كاربر گرامي
با سلام و احترام
پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:
http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت
در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir
و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.
همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت
ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com
با تشكر
مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي
http://ariagostar.com